السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
439
جواهر البلاغة ( فارسى )
ششم از اقسام ارائه سخن بر خلاف مقتضى ظاهر ، جايى است كه ضمير ، بر خلاف اقتضاى ظاهر ، به جاى اسم ظاهر بيايد تا آنچه پس از ضمير مىآيد در ذهن جاگير شود . مانند : « هو اللّه عادل » او خداوند دادگر است . در اين مثال ، در آغاز كلام به جاى اسم ظاهر ، ضمير آمده است تا « اللّه » كه پس از آن آمده ، بهتر در ذهن ، جا بگيرد ، و اسم ظاهر به جاى ضمير نهاده مىشود تا بيشتر در ذهن جا بگيرد ، مثل : « خير النّاس من نفع النّاس » « 1 » بهترين مردم كسى است كه به مردم سود برساند . در اين مثال ، به جاى « نفعهم » از « نفع النّاس » استفاده شده است تا بهتر در ذهن جا بيفتد . يا به جاى ضمير ، اسم ظاهر مىآيد براى اينكه در جان شنونده ، هراس و هيبت ، القاء كند ، مثل سخن خليفه : « أمير المؤمنين يأمر بكذا » شاه مؤمنان به چنين كارى فرمان مىدهد . يعنى من فرمان مىدهم . در اينجا « امير المؤمنين » به جاى « أنا » به كار رفته است . يا براى جلب عطوفت ، اسم ظاهر به جاى ضمير استعمال مىشود . مانند : « أيأذن لى مولاى أن أتكلّم » آيا مولايم به من اجازه مىدهند تا سخن بگويم ؟ در اين مثال ، « أيأذن لى مولاى » به جاى « أتأذن » آمده است . السابع - التغليب و هو ترجيح أحد الشيئين على الآخر فى اطلاق لفظه عليه و ذلك . هفتمين قسم از اقسام ارائه كلام بر خلاف مقتضى ظاهر ، « تغليب » است . « تغليب » يعنى اينكه : يكى از دو چيز را بر چيز ديگر برترى بخشيم و لفظ آن را بر ديگرى نيز به كار گيريم . « 2 » 1 - كتغليب المذكر على المؤنث فى قوله تعالى : وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ و قياسه : القانتات .
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 74 ، ص 354 . و ج 57 ، ص 281 و ج 77 ، ص 114 . اين حديث از پيامبر اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - است . ( 2 ) . توضيح : مثلا مىخواهيم ماه و خورشيد را با هم به صورت تثنيه ، نام ببريم . ماه را بر خورشيد غلبه مىدهيم و لفظ ماه « قمر » را بر خورشيد « شمس » نيز به كار مىبريم و مىگوييم : « قمرين » يعنى ماه و خورشيد . يا وقتى كه مىخواهيم از پدر و مادر به گونه تثنيه ، نام ببريم پدر را بر مادر غلبه مىدهيم و لفظ « اب » را بر « امّ » اطلاق مىكنيم و مىگوييم : « أبوين » .